حرف تاحق

درست پارسال همین روزها یعنی توی ماه مبارک رمضان بود که یکی از آشنا هامون در مورد خانوادهء ما نا حق حرف زد .

از اون روز به بعد ما با هم رابطه نداشتیم. اما از حال اونا با خبر بودیم.

از اون موقع تا الان همونی که در مورد ما اون حرفارو زد دو بار تصادف کرده.

اولین تصادف باعث ذخمی شدن بدنش شد.

دومین تصادف باعث شکسته شدن دستش شد که هنوز بعد از سه بار عمل و گذاشتن پلاتین هنوز خوب نشده.

و سومین بلایی که به سرش اومد فراموشی گرفت.

البته نا گفته نمونه که ما هر روز از خدای متعال شفاشو میخواهیم و حتا به دیدنش هم رفتیم.

من نمیگم خوشحالم از این که اون آدم به این روز اوفتاده.

من منظورم چیز دیگه اییه منظورم اینه که:

چوبه خدا صدا نداره بخوره دوا نداره

راستی می خواستم بگم اگه ممکنه برای شفاش همه دعا کنید که به امید خدا خوب بشه و شفا بگیره.

راستی اینم بگم که فقط و فقط نا حق حرف زدنش باعث این مشکلات شد...

  
نویسنده : الميرا ; ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ مهر ،۱۳۸٥


 

دوباره سلام.

امیدوارم که منو فراموش نکرده باشید.

بازم اومدم تا حرف بزنم البته این سری میخوام حرف دلمو بزنم.

اگه دوست داشتید بخوانید اگه نه که هیچی.

راستی نظر هم بدید.

  
نویسنده : الميرا ; ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ مهر ،۱۳۸٥